ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

541

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و با فرنگان همدست شده در حركت آمد . چون نبرد درگرفت لشكر مصر و خوارزميان پيروز شدند و سپاه شام را تا دمشق تعقيب نمودند . در آنجا الملك الصالح اسماعيل را محاصره كردند . بدان سان كه از شدت محاصره به جان آمد و بدان راضى شد كه دمشق را بدهد و در عوض بعلبك و بصرى و سواد را بستاند . نجم الدين ايوب اجابت كرد . اسماعيل در سال 643 [ ( 1 ) ] از دمشق به بعلبك رفت . الملك الصالح نجم الدين ايوب ، حسام الدين على بن ابى على هدبانى را كه در نزد اسماعيل محبوس بود و آزادى او جزء شروط صلح بود ، فراخواند و او را از سوى خود نيابت دمشق داد . الملك المنصور ابراهيم به حمص بازگشت ولى صاحب حماة سلميه را از قلمرو او منتزع نمود و از آن خود ساخت . خوارزميان كه پس از پيروزى بر دمشق خواهان اقطاعات بودند بر حسام الدين بشوريدند و با الملك الصالح اسماعيل همدست شدند . الملك الناصر داود صاحب كرك نيز با او يار شد و بيامدند و دمشق را محاصره نمودند . حسام الدين نيكو از دمشق دفاع كرد . الملك الصالح نجم الدين ايوب نزد الملك الناصر يوسف صاحب حلب كس فرستاد و از او خواست در دفع فتنهء خوارزميان از دمشق اقدم كند . او نيز با ابراهيم بن شيركوه صاحب حمص برفت و خوارزميان را ، در سال 644 از دمشق براند و سردار ايشان حسام الدين بركه خان را بكشت . آنان كه زنده مانده بودند با يكى ديگر از سرانشان كشلوخان به مغولان پيوستند و در زمرهء ايشان درآمدند ، از آن پس نشانشان در شام برافتاد . الملك الصالح اسماعيل كه به خوارزميان استظهار داشت به الملك الناصر صاحب حلب پناه برد . حسام الدين على بن ابى على هديانى لشكر دمشق را به بعلبك برد و شهر را به امان بستد و فرزندان اسماعيل را با وزير او [ امين الدوله و استاد دار او ] ناصر الدين يغمور نزد نجم الدين ايوب به مصر فرستاد . او نيز همه را دربند كشيد . الملك الناصر يوسف صاحب حلب لشكر به بلاد جزيره كشيد و با لؤلؤ صاحب موصل نبرد كرد . لؤلؤ شكست خورد و الملك الناصر نصيبين و دارا و قرقيسيا را تصرف كرد و سپاهيانش پيروزمند به حلب بازگشتند . و اللّه اعلم . حركت الملك الصالح ايوب به دمشق بار اول و بار دوم و محاصرهء او حمص را و ذكر ديگر حوادث الملك الصالح ايوب ، حسام الدين على هدبانى را از دمشق فراخواند و بجاى او

--> [ ( 1 ) ] 648 .